ترجمه "slop" به فارسی

ترشح کردن, لای, گل بهترین ترجمه های "slop" به فارسی هستند.

slop verb noun دستور زبان

(uncountable) A liquid or semi-solid; goo, paste, mud, domestic liquid waste. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترشح کردن

    verb
  • لای

    Then he slopped right along and went away, and pretty soon the trees hid him.

    بعد فوراً راه افتاد و رفت و این قدری نگذشت که لای درختها از دیدرس بیرون رفت.

  • گل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • چالاب
    • تریاق
    • گلاب
    • ریختن
    • (آبگونه) پاشیدن
    • (با کج کردن عمدی یا غیر عمدی ظرف) ریختن
    • (خوراک آبکی و بی مزه) آب زیپو
    • (در میان گل و لای یا برفاب) راه رفتن
    • (عامیانه) احساسات غلو آمیز در سخن یانگارش
    • (معمولا جمع) فاضلاب
    • آب زاید
    • آبگونه ی ریخته شده
    • آه و ناله کردن
    • برف آبکی
    • برفاب (slush هم می گویند)
    • شلپ شلپ کردن
    • لبریز کردن
    • ننه من غریبم
    • پس مانده های آشپزخانه (که به خوک می دهند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slop" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) شلوار گشاد · روپوش گشاد · لباس بخر و بپوش و ارزان · لباس و ملافه ی ملوانان
  • جادو شده · مبهوت · مسحور · مسموم شده · هوسباز
  • تفاله دان · ظرفی که تفاله ی چای را در آن خالی می کنند
  • (آبریزگاه ویژه ی شستن جارو و سطل و غیره مثلا در بیمارستان) شویانه · شویگاه
اضافه کردن

ترجمه های "slop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه