ترجمه "slopped" به فارسی

جادو شده, مبهوت, مسحور بهترین ترجمه های "slopped" به فارسی هستند.

slopped adjective verb

Simple past tense and past participle of slop. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جادو شده

    adjective
  • مبهوت

    adjective
  • مسحور

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مسموم شده
    • هوسباز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slopped " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slopped" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) شلوار گشاد · روپوش گشاد · لباس بخر و بپوش و ارزان · لباس و ملافه ی ملوانان
  • (آبگونه) پاشیدن · (با کج کردن عمدی یا غیر عمدی ظرف) ریختن · (خوراک آبکی و بی مزه) آب زیپو · (در میان گل و لای یا برفاب) راه رفتن · (عامیانه) احساسات غلو آمیز در سخن یانگارش · (معمولا جمع) فاضلاب · آب زاید · آبگونه ی ریخته شده · آه و ناله کردن · برف آبکی · برفاب (slush هم می گویند) · ترشح کردن · تریاق · ریختن · شلپ شلپ کردن · لای · لبریز کردن · ننه من غریبم · پس مانده های آشپزخانه (که به خوک می دهند) · چالاب · گل · گلاب
  • تفاله دان · ظرفی که تفاله ی چای را در آن خالی می کنند
  • (آبریزگاه ویژه ی شستن جارو و سطل و غیره مثلا در بیمارستان) شویانه · شویگاه
اضافه کردن

ترجمه های "slopped" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه