ترجمه "sloppiness" به فارسی

خیسی, درهم برهمی, گل وشل بهترین ترجمه های "sloppiness" به فارسی هستند.

sloppiness noun دستور زبان

(uncountable) The property of being sloppy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیسی

  • درهم برهمی

  • گل وشل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sloppiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sloppiness" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) دارای احساسات غلو آمیز · بد · بد ساخت · بد لباس · برحسب تصادف · برفابی · بی دقت · حاکی از شلختگی · خیس · خیس و کثیف · درهم و برهم · سر هم بندی شده · سرسری · شلخته · شورتی · شورتی گرانه · لا ابالی · لچر · ناشی گرانه · نامرتب · ولنگار · پر آه و ناله · پوشیده از گل و لای یا برف آبکی · گل آلود · گلابی · گلی
  • (امریکا - ساندویچ گوشت چرخ کرده و رب گوجه فرنگی و ادویه) اسلاپی جو
  • (عامیانه) دارای احساسات غلو آمیز · بد · بد ساخت · بد لباس · برحسب تصادف · برفابی · بی دقت · حاکی از شلختگی · خیس · خیس و کثیف · درهم و برهم · سر هم بندی شده · سرسری · شلخته · شورتی · شورتی گرانه · لا ابالی · لچر · ناشی گرانه · نامرتب · ولنگار · پر آه و ناله · پوشیده از گل و لای یا برف آبکی · گل آلود · گلابی · گلی
  • (عامیانه) دارای احساسات غلو آمیز · بد · بد ساخت · بد لباس · برحسب تصادف · برفابی · بی دقت · حاکی از شلختگی · خیس · خیس و کثیف · درهم و برهم · سر هم بندی شده · سرسری · شلخته · شورتی · شورتی گرانه · لا ابالی · لچر · ناشی گرانه · نامرتب · ولنگار · پر آه و ناله · پوشیده از گل و لای یا برف آبکی · گل آلود · گلابی · گلی
  • (عامیانه) دارای احساسات غلو آمیز · بد · بد ساخت · بد لباس · برحسب تصادف · برفابی · بی دقت · حاکی از شلختگی · خیس · خیس و کثیف · درهم و برهم · سر هم بندی شده · سرسری · شلخته · شورتی · شورتی گرانه · لا ابالی · لچر · ناشی گرانه · نامرتب · ولنگار · پر آه و ناله · پوشیده از گل و لای یا برف آبکی · گل آلود · گلابی · گلی
اضافه کردن

ترجمه های "sloppiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه