ترجمه "sloshed" به فارسی
(خودمانی) مست, جادو شده, مبهوت بهترین ترجمه های "sloshed" به فارسی هستند.
sloshed
adjective
verb
دستور زبان
Very drunk. [..]
-
(خودمانی) مست
-
جادو شده
adjective -
مبهوت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مسحور
- مسموم شده
- هوسباز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sloshed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sloshed" با ترجمه به فارسی
-
(آبگونه را) به مقدار زیاد به چیزی زدن · (آبگونه را) هم زدن · (درآب یا برفاب یاگل و لای) چلپ چلوپ کردن · آمیختن · با بی دقتی مالیدن · تکان دادن · خوب مخلوط کردن · رجوع شود به slush · شلپ شلپ · صدای چلپ چلوپ · هم ور آمدن · گل
-
(آبگونه را) به مقدار زیاد به چیزی زدن · (آبگونه را) هم زدن · (درآب یا برفاب یاگل و لای) چلپ چلوپ کردن · آمیختن · با بی دقتی مالیدن · تکان دادن · خوب مخلوط کردن · رجوع شود به slush · شلپ شلپ · صدای چلپ چلوپ · هم ور آمدن · گل
-
(آبگونه را) به مقدار زیاد به چیزی زدن · (آبگونه را) هم زدن · (درآب یا برفاب یاگل و لای) چلپ چلوپ کردن · آمیختن · با بی دقتی مالیدن · تکان دادن · خوب مخلوط کردن · رجوع شود به slush · شلپ شلپ · صدای چلپ چلوپ · هم ور آمدن · گل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن