ترجمه "sloth" به فارسی

تنبلی, تنبل, کندی بهترین ترجمه های "sloth" به فارسی هستند.

sloth verb noun دستور زبان

(uncountable) Laziness; slowness in the mindset. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنبلی

    noun

    laziness

    On waking I lay long in bed yielding to sloth.

    مدتی همچنان در بستر دراز کشیدم و خود را تسلیم بیحالی و تنبلی کردم.

  • تنبل

    adjective noun

    mammal

    Martin Tanley, you have left a trail a sloth could follow.

    مارتين تنلي تو بايد از مسيري خارج بشي که يه تنبل ميتونه ادامش بده

  • کندی

  • ترجمه های کمتر

    • (جانورشناسی) تنبل (پستاندار بومی امریکای مرکزی و جنوبی از تیره ی Bradypodidae از جنس های Bradypus و Choloepus)
    • (نادر) تاخیر
    • تن پروری
    • حالت خلسه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sloth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sloth"

عباراتی شبیه به "sloth" با ترجمه به فارسی

  • تنبل زمینی
  • تنبل گلوقهوهای
  • اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان · فلسپوشيدگان · كولوگوها · لمورهاي پرنده · مورچهخواران · مونوترماتا · پستانداران · پوستباليان
  • (جانور شناسی) تنبل خرس (Melursus ursinus - بومی هند) · خرس تنبل
  • تنبل یالدار
  • تنبل سهپنجه
  • تنبلی · سستی · کاهلی
  • تنبل
اضافه کردن

ترجمه های "sloth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه