ترجمه "slotted" به فارسی

قسمت سوم وگذشته slot ترجمه "slotted" به فارسی است.

slotted adjective verb دستور زبان

Having slots. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قسمت سوم وگذشته slot

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slotted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slotted" با ترجمه به فارسی

  • (بال و دم هواپیما) چاک · (به ویژه آهو) ردپا · (دستگاه های خودکار و تلفن عمومی و قلک و غیره) سوراخ · (عامیانه) ترتیب یا طرز قرار گیری (در ردیف یا صف یا سری) · (عامیانه) در ردیف قرار دادن · (مخفف) رجوع شود به slot machine · جا · جا (برای کسی یا چیزی)قایل شدن · جای پا · درز · درز دادن · رد پای آهو (و غیره) را گرفتن · ردیابی کردن · سوراخ دار کردن · شکاف · شکافدار کردن · محل · مرتبه · هواگیر
  • (اسباب بازی) اتومبیل باطری دار (که روی ریل حرکت می کند)
  • (هر نوع ماشین که با انداختن سکه یا ژتون به کار می افتد) ماشین سکه پذیر · ماشین پولی
  • (بال و دم هواپیما) چاک · (به ویژه آهو) ردپا · (دستگاه های خودکار و تلفن عمومی و قلک و غیره) سوراخ · (عامیانه) ترتیب یا طرز قرار گیری (در ردیف یا صف یا سری) · (عامیانه) در ردیف قرار دادن · (مخفف) رجوع شود به slot machine · جا · جا (برای کسی یا چیزی)قایل شدن · جای پا · درز · درز دادن · رد پای آهو (و غیره) را گرفتن · ردیابی کردن · سوراخ دار کردن · شکاف · شکافدار کردن · محل · مرتبه · هواگیر
اضافه کردن

ترجمه های "slotted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه