ترجمه "slough" به فارسی
باتلاق, پوست, نومیدی بهترین ترجمه های "slough" به فارسی هستند.
slough
verb
noun
دستور زبان
The skin shed by a snake or other reptile. [..]
-
باتلاق
she had yet but dipped her dainty foot in the slough,
که حالا مجبورست پاهای لطیف و زیبایش را در باتلاق بگذارد
-
پوست
nounSloughed off like an old snakeskin.
داشت چون مار از دست پوست کهنهاش خلاص میشد.
-
نومیدی
-
ترجمه های کمتر
- تولک
- قانقاریا
- پوستک
- منجلاب
- ورطه
- سرخوردگی
- پوسته
- ریختن
- (عمیق) اندوهگینی
- (پزشکی) توده ی بافت مرده
- (پوست و پر و مو و غیره) افتادن یا انداختن
- از شر چیزی راحت شدن
- انحطاط اخلاقی
- اندوه ژرف
- خلاص شدن
- فساد اخلاق
- مرده بافت
- موی (ریخته شده)
- ور آمدن
- پوست (انداخته شده)
- پوست انداختن
- پوست مار (که هر چند یکبار می افتد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slough " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Slough
proper
A town in west London, close to Heathrow Airport [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Slough" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Slough در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن