ترجمه "slouch" به فارسی
کج, خمیده, قوز بهترین ترجمه های "slouch" به فارسی هستند.
slouch
verb
noun
دستور زبان
A hanging down of the head; a drooping posture; a limp appearance [..]
-
کج
adverbhis slouched and gaily ribboned hat betoken his grand features.
کلاه کج او که نوار تندرنگی بدان بسته است نمای عمده او هستند.
-
خمیده
adjectiveWith slouched hat, Ahab lurchingly paced the planks.
واهب با کلاه کج و قد خمیده روی عرشه قدم میزد.
-
قوز
Does he slouch or sit up?
قوز ميكنه يا صاف ميشينه ؟
-
ترجمه های کمتر
- خماندن
- سرافتادگی
- آویختگی
- آویزانی
- ناشی
- بد
- (طرز ایستادن) ناصاف
- آدم تنبل
- آدم دست و پا چلفتی
- آویخته بودن
- آویخته کردن
- بی عرضه
- خمیده بودن
- خمیده راه رفتن (یا بودن)
- سر و شانه ها را پایین گرفتن
- شل و ول
- قوز کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slouch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slouch" با ترجمه به فارسی
-
کلاه دارای لبه ی پهن و آویخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن