ترجمه "slot" به فارسی
شکاف, جا, درز بهترین ترجمه های "slot" به فارسی هستند.
slot
verb
noun
دستور زبان
A broad, flat, wooden bar, a slat, especially as used to secure a door, window, etc. [..]
-
شکاف
He took out an odd shaped key, inserted it in a slot in the wall, and turned it.
او کلیدی از جیب خود بیرون آورد و در شکاف یکی از دیوارها فرور برد.
-
جا
nounHe's going to slide me right into that slot.
ميخواد صاف منو ببره جاي اون پست خالي
-
درز
put his two nickels' change in a slot machine
دو تا سکه توی درز دخل خودکار جکپت انداخت
-
ترجمه های کمتر
- محل
- هواگیر
- مرتبه
- (بال و دم هواپیما) چاک
- (به ویژه آهو) ردپا
- (دستگاه های خودکار و تلفن عمومی و قلک و غیره) سوراخ
- (عامیانه) ترتیب یا طرز قرار گیری (در ردیف یا صف یا سری)
- (عامیانه) در ردیف قرار دادن
- (مخفف) رجوع شود به slot machine
- جا (برای کسی یا چیزی)قایل شدن
- جای پا
- درز دادن
- رد پای آهو (و غیره) را گرفتن
- ردیابی کردن
- سوراخ دار کردن
- شکافدار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "slot"
عباراتی شبیه به "slot" با ترجمه به فارسی
-
قسمت سوم وگذشته slot
-
(اسباب بازی) اتومبیل باطری دار (که روی ریل حرکت می کند)
-
(هر نوع ماشین که با انداختن سکه یا ژتون به کار می افتد) ماشین سکه پذیر · ماشین پولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن