ترجمه "sloped" به فارسی
اریب, مورب بهترین ترجمه های "sloped" به فارسی هستند.
sloped
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of slope. [..]
-
اریب
adjectiveShe unlocked a door, and they went into a tiny attic with a sloping roof and a small window.
زن دری را باز کرد و هر دو وارد پستویی شدند که سقفی اریب داشت و یک پنجره کوچک.
-
مورب
adjectivewith a loud swish, rais ing a sloping, greenish rampart behind it.
و آن را به صورت دیوارهٔ مورب سبز رنگی در مسیر خود میافشاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sloped " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sloped" با ترجمه به فارسی
-
(با: off یا away - عامیانه) جیم شدن · (ریاضی) ضریب زاویه · (قدیمی - شاعرانه) شیب دار · با طمانینه گام برداشتن · تمایل · تنده · دامنه · سالک · سرازیر (یا سربالا) بودن · سرازیری · سربالایی · سلانه سلانه رفتن · سینه کش · شیب · شیب دار کردن · شیب داشتن · شیب گوشه · ضریب زاویه ای · فراز · فراز ونشیب دار کردن · فلنگ را بستن · متحرک · میل (رجوع شود به slant) · نشیب · ورمالیدن · پر فراز و نشیب · کجی
-
آبشار یخزده
-
اریب · سرازیر · سراشیب · مایل · مورب
-
انحطاط · زوال
-
زمین شیبدار
-
(با: off یا away - عامیانه) جیم شدن · (ریاضی) ضریب زاویه · (قدیمی - شاعرانه) شیب دار · با طمانینه گام برداشتن · تمایل · تنده · دامنه · سالک · سرازیر (یا سربالا) بودن · سرازیری · سربالایی · سلانه سلانه رفتن · سینه کش · شیب · شیب دار کردن · شیب داشتن · شیب گوشه · ضریب زاویه ای · فراز · فراز ونشیب دار کردن · فلنگ را بستن · متحرک · میل (رجوع شود به slant) · نشیب · ورمالیدن · پر فراز و نشیب · کجی
-
(با: off یا away - عامیانه) جیم شدن · (ریاضی) ضریب زاویه · (قدیمی - شاعرانه) شیب دار · با طمانینه گام برداشتن · تمایل · تنده · دامنه · سالک · سرازیر (یا سربالا) بودن · سرازیری · سربالایی · سلانه سلانه رفتن · سینه کش · شیب · شیب دار کردن · شیب داشتن · شیب گوشه · ضریب زاویه ای · فراز · فراز ونشیب دار کردن · فلنگ را بستن · متحرک · میل (رجوع شود به slant) · نشیب · ورمالیدن · پر فراز و نشیب · کجی
-
اریب · سرازیر · سراشیب · مایل · مورب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن