ترجمه "slowdown" به فارسی

کاهش, واماندگی, کسادی بهترین ترجمه های "slowdown" به فارسی هستند.

slowdown noun دستور زبان

A reduction in speed, or a decrease in the level of production etc [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاهش

    noun

    You can see a little bit of a slowdown there in the mid-'70s,

    شما می توانید کمی کاهش بهره وری را در اواسط دهه ی 70 ببینید،

  • واماندگی

    noun
  • کسادی

  • ترجمه های کمتر

    • کندسازی
    • کاستن سرعت یا میزان چیزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slowdown " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "slowdown" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه