ترجمه "slowing" به فارسی
کاهش سرعت ترجمه "slowing" به فارسی است.
slowing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of slow . [..]
-
کاهش سرعت
nounYou are not told about the population slowing down.
به شما درباره کاهش سرعت رشد جمعیت گفته نمیشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slowing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slowing" با ترجمه به فارسی
-
كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده · كودهاي شيميايي تاخيرياثر · كودهاي شيميايي طولانياثر · کودهای کندرها
-
نوعی بیس بال که در آن گوی را آهسته و قوس دار پرتاب می کنند
-
لوریس تنبل کوتوله
-
کند
-
کندکاری، اعتصاب
-
(ساعت و زمان) عقب · آرام · آهسته · آهسته کردن یاشدن · از سرعت کاستن · با سرعت کم · بطی (در برابر: تند fast) · به آهستگی · به تاخیر انداختن · به کندی · بی جنب و جوش · بی حال · تدریجی 1 · تنبل · خسته کننده · دیر · دیر آموز · دیر اثر · دیر فهم · دیر گذر (در برابر: زود گذر fleeting) · دیرانگیز · زمانگیر · سست · عقب انداختن 3 · ناراضی · وقتگیر · پر تعویق · پردرنگ · کاهل 0 · کج خلق · کساد · کسل کننده · کم · کم اشتیاق · کم تحرک · کم سرعت · کم سوز · کم شور · کم فعالیت · کم نما · کم کردن یا شدن 2 · کند · کند اثر · کند ذهن · کند ساختن · کند هوش · کند کردن یا شدن · کندرو · یواش · یواش (slowly هم می گویند) · یواش کردن یا شدن
-
کندکاری
-
کند ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن