ترجمه "sluggishness" به فارسی

تنبلی, سستی, رخوت بهترین ترجمه های "sluggishness" به فارسی هستند.

sluggishness noun دستور زبان

The property of being sluggish; unable or unwilling to act quickly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنبلی

    noun

    The fact that he had never changed suggested a sluggishness of habit which seemed to me characteristic.

    اینکههیچوقت کافه خود را هم عوض نکرده بود حکایت از عادت به تنبلی میکرد که از خصایص او بود.

  • سستی

    noun
  • رخوت

    noun

    A state of physical and/or mental weakness and a lack of vigor.

  • ترجمه های کمتر

    • کندی
    • خواب مرگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sluggishness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sluggishness" با ترجمه به فارسی

  • آهسته · بی حال · تنبل · راکد · سست · لش · کساد · کسل · کم سرعت · کم کار · کند
  • آهسته · بی حال · تنبل · راکد · سست · لش · کساد · کسل · کم سرعت · کم کار · کند
اضافه کردن

ترجمه های "sluggishness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه