ترجمه "sluice" به فارسی

سد, آباره, آبگیره بهترین ترجمه های "sluice" به فارسی هستند.

sluice verb noun دستور زبان

An artificial passage for water, fitted with a valve or gate, as in a mill stream, for stopping or regulating the flow; also, a water gate or flood gate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سد

    noun

    We'd open the sluices and they would just drift off downstream never to be seen again.

    اگر دريچه سد رو باز کنيم اينها همه ميرن زير آب و ديگه اثري ازشون پيدا نميشه.

  • آباره

  • آبگیره

  • ترجمه های کمتر

    • زهابراه
    • گندابراه
    • آبرو
    • (آسیاب) ناودان
    • (با آب فشار دار) شستن
    • (با کانال دریچه دار از انبار یا سد و غیره) آب کشیدن
    • (حمل الوار جنگلی ) سرسره ی الوار
    • (معدن طلا) تغارشن شویی
    • آب درون جوی دریچه دار
    • آب پشت سد
    • آب گرفتن
    • آبدر (floodgate و sluice gate هم می گویند)
    • تشت سنگ شویی
    • جوی دریچه دار
    • در جوی دریچه دار جاری شدن
    • دریچه تخلیه
    • دریچه ی سد
    • راه آب
    • مخرج سد
    • هرز آبراه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sluice " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sluice"

عباراتی شبیه به "sluice" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sluice" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه