ترجمه "smartness" به فارسی
زیرکی, زرنگی, شیکی بهترین ترجمه های "smartness" به فارسی هستند.
smartness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or quality of being smart. [..]
-
زیرکی
nounOh, you're smart enough about dollars and cents.
ولی در مورد دلار و سنت به اندازه کافی زیرکی داری.
-
زرنگی
Wheeler came to this school and, uh, he was a smart kid.
ویلر به مدرسه که اومد حسابی پسر زرنگی بود.
-
شیکی
nounHe remarked on its smartness.
از شیکی آن بسیار تمجید نمود.
-
ترجمه های کمتر
- چابکی
- قشنگی
- زیبا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smartness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "smartness" با ترجمه به فارسی
-
(از پشیمانی یا آزردگی و غیره) خودخوری کردن · (خودمانی) زرنگی · (درد) تیرکشیدن · (عامیانه) گستاخ · (محلی) زیاد · (کامپیوتر) هوشمند 4 · با ذکاوت · با زیرکی · باهوش · به خود پیچیدن · تر و تمیز · تمیز و مرتب 1 · تند · تیر کشی · تیز · جز زدن · حاضر جواب · خوش لباس · خوش نما · خوشمزه · درد · درد آور · درد آوردن · درد کردن · درد کشیدن (یا تحمل کردن) · دردناک · رنج دادن یا بردن · زبل 0 · زرنگ · زیبا · زیرک · زیرکانه · زیرکی · سوزش داشتن · شدید · شیک · فراوان 3 · مد روز · مرد رند 2 · هوش · هوشمند · هوشمندانه · پراشتیاق · پرحرارت · گستاخ
-
(عامیانه) آدم های پولدار و شیک · از ما بهتران · از ما بهترون · خوش نژاد · دنیای مد · روش خوب
-
(حقوق) رجوع شود به exemplary damages · خسارت · پول آدم های زرنگ و وارد به کار
-
فن شهر زیستی · مهارت لازم برای زندگی در شهر بزرگ و پرجنجال
-
کارت هوشمند
-
(بمب یا موشک که به کمک ابزار الکترونیکی هدف خود را پیدا می کند و نیازی به نشانه گیری ندارد) بمب هدفیاب · بمب هوشمند
-
شهر هوشمند
-
(امریکا - عامیانه - کارت شناسایی دارای چیپ حافظه) کارت هوشمند · کارت هوشمند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن