ترجمه "smoothly" به فارسی
بنرمی, بطور همواریا صاف, بطورروان یا سلیس بهترین ترجمه های "smoothly" به فارسی هستند.
smoothly
adverb
دستور زبان
in a smooth manner [..]
-
بنرمی
That's all been thought of, said Endean smoothly.
ان دین بنرمی گفت: فکر همه چیز شده است.
-
بطور همواریا صاف
-
بطورروان یا سلیس
-
به ارامی
All going very smoothly here with the count.
همه اینجا به ارامی میشمارن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smoothly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن