ترجمه "snare" به فارسی

دام, تله, لاتو بهترین ترجمه های "snare" به فارسی هستند.

snare verb noun دستور زبان

A trap made from a loop of wire, string, or leather. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دام

    noun

    trap

    Yeah, I got to go out and check the snares.

    باشه ولي من بايد برم يه سري به دام ها بزنم.

  • تله

    noun

    Come, he said, you have me in a snare, gentlemen.

    و گفت: شما مرا در تله و دام گرفتید،

  • لاتو

    noun

    trap

  • ترجمه های کمتر

    • پهند
    • به دام انداختن
    • زه
    • پادام
    • گیرانداختن
    • کمند
    • (به ویژه برای حیوانات کوچک) دام
    • (مجازی) دام بلا
    • به دام افتادن
    • تله انداختن
    • در تله انداختن
    • محدود ساختن
    • هر چیز فریبا و خطرناک
    • وسیله ی گمراهی
    • گرفتار کردن
    • گل دام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "snare"

عباراتی شبیه به "snare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "snare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه