ترجمه "sol" به فارسی

خورشيد, خورشید, طلا بهترین ترجمه های "sol" به فارسی هستند.

sol noun دستور زبان

(music) The fifth step in the solfège scale of C (Ut), preceded by fa and followed by la. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خورشيد

  • خورشید

    proper
  • طلا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (اسطوره ی رومی) خدای خورشید (یونانی : Helios)
    • (شیمی) پاشیدگی کلوئیدی (در محلول)
    • (موسیقی) سل (پنجمین نت موسیقی)
    • (واحد پول کشور پرو برابر با یک صدم اینتی inti) سل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sol proper noun دستور زبان

The local day (cycle of light and darkness) on another planet; that on Mars, the synodical rotation period of which is 24 hours, 39 minutes, 35 seconds. [..]

+ اضافه کردن

"Sol" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sol در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

SOL adjective noun دستور زبان

Shit out of luck. [..]

+ اضافه کردن

"SOL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SOL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sol" با ترجمه به فارسی

  • (موسیقی) سولفژ · رجوع شود به solfeggio · سرایش · سولفژ کردن
  • کرانه ی کوستادل سول (در جنوب اسپانیا)
  • (در آموزش آواز) روش سل - فا
اضافه کردن

ترجمه های "sol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه