ترجمه "solacement" به فارسی

تسلیت, تسلی, دلداری بهترین ترجمه های "solacement" به فارسی هستند.

solacement noun دستور زبان

solace; consolation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلیت

    noun

    It is already much to have solaced it ;

    تسلیت دادنش هنوز بسی اهمیت دارد؛

  • تسلی

    noun

    Will I not guard, and cherish, and solace her?

    آیا از او محافظت نخواهم کرد، او را عزیز نخواهم داشت و مایه تسلی او نخواهم بود؟

  • دلداری

    noun

    He whispered to her little words of solace.

    آهسته وی را دلداری داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solacement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "solacement" با ترجمه به فارسی

  • اندوه زدا · اندوه زدایی · اندوه زدایی کردن · اندوه گساری · اندوه گساری کردن · تسلی · تسلی خاطر · تسلی دادن · تسلیت · تسلیت خاطر · تسلیت گفتن · تسکین · تسکین خاطر · تسکین دادن · دل آسایی · دلجویی کردن · دلخوشی · دلداری · دلداری دادن · مایه ی آرامش · مایه ی تسلی
  • تسلیت دهنده
  • اندوه زدا · اندوه زدایی · اندوه زدایی کردن · اندوه گساری · اندوه گساری کردن · تسلی · تسلی خاطر · تسلی دادن · تسلیت · تسلیت خاطر · تسلیت گفتن · تسکین · تسکین خاطر · تسکین دادن · دل آسایی · دلجویی کردن · دلخوشی · دلداری · دلداری دادن · مایه ی آرامش · مایه ی تسلی
اضافه کردن

ترجمه های "solacement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه