ترجمه "solace" به فارسی
تسلی, دلخوشی, تسکین بهترین ترجمه های "solace" به فارسی هستند.
solace
verb
noun
دستور زبان
Comfort or consolation in a time of distress. [..]
-
تسلی
nounconsolation
Will I not guard, and cherish, and solace her?
آیا از او محافظت نخواهم کرد، او را عزیز نخواهم داشت و مایه تسلی او نخواهم بود؟
-
دلخوشی
source of comfort
-
تسکین
nounShe could not think that Harriet's solace or her own sins required more;
اِما فکر نمیکرد برای تسکین هریت یا شستن گناه خودش بیش از این باید کاری کرد.
-
ترجمه های کمتر
- دلداری
- دلداری دادن
- تسلیت
- اندوه زدا
- اندوه زدایی
- اندوه زدایی کردن
- اندوه گساری
- اندوه گساری کردن
- تسلی خاطر
- تسلی دادن
- تسلیت خاطر
- تسلیت گفتن
- تسکین خاطر
- تسکین دادن
- دل آسایی
- دلجویی کردن
- مایه ی آرامش
- مایه ی تسلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solace " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "solace" با ترجمه به فارسی
-
تسلیت دهنده
-
تسلی · تسلیت · دلداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن