ترجمه "soldering" به فارسی

لحیمکاری ترجمه "soldering" به فارسی است.

soldering verb noun دستور زبان

A method of joining two metallic surfaces by melting an alloy between them [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لحیمکاری

    process of joining metal pieces with heated filler metal

    This is not the way they teach you to silver solder when you're in school.

    این روشی نیست که در مدرسه برای لحیمکاری نقره یادتان میدهند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soldering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "soldering" با ترجمه به فارسی

  • بستگی · تحکیم کردن · جوش · جوش دادن · سیم لحیم · لحیم · لحیم کردن · همبسته کردن · همبستگی · پیوند · پیوند یافتن · کفشیر · یا خوردن
  • لحیم گر
  • هاويه · هویه
اضافه کردن

ترجمه های "soldering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه