ترجمه "solidarity" به فارسی

همبستگی, یکپارچگی, یگانگی بهترین ترجمه های "solidarity" به فارسی هستند.

solidarity noun دستور زبان

(countable) A bond of unity between individuals, united around a common goal or against a common enemy, such as the unifying principle that defines the labor movement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همبستگی

    noun

    I wondered if she'd cut it the same way in a show of solidarity.

    در این فکر بودم که شاید او به نشانهی همبستگی آنها را همان طور کوتاه کرده است.

  • یکپارچگی

    if Europe were able to come together in solidarity

    اگر اروپا قادر بود به یکپارچگی برای

  • یگانگی

    they were going at it again with proletarian solidarity and dialectic of the dialectic and what Trotsky said in 1917.

    دوباره در حال صحبت راجع به یگانگی پرولتاریا و دیالکتیک و اینکه تروتسکی ر سال 1917 چه گفت، آنجا را ترک کردند.

  • ترجمه های کمتر

    • انسجام
    • وحدت
    • اتفاق نظر
    • مسئولیت مشترک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solidarity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Solidarity proper

A political movement begun in the labor unions of Poland that contributed to the fall of Communism in that country. [..]

+ اضافه کردن

"Solidarity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Solidarity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "solidarity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه