ترجمه "solidity" به فارسی
استحکام, استواری, دوام بهترین ترجمه های "solidity" به فارسی هستند.
solidity
noun
دستور زبان
The state or quality of being solid. [..]
-
استحکام
nounthe solidity of the creature which is ridden is of importance.
استحکام مرکوب، مهم است.
-
استواری
nounin that assertion the pirate has no solid basis to stand on.
که از صیاد وال برتر است پایش به هیچ پایگاه استواری بند نیست.
-
دوام
noun
-
ترجمه های کمتر
- سختی
- جمود
- سفتی
- صلابت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solidity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Solidity
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Solidity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Solidity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "solidity" با ترجمه به فارسی
-
تخمير سوبستراي جامد · تخمير فاز جامد · تخمیر حالت جامد
-
(به ویژه خوراک) مقوی 3 · (خودمانی) عالی · (رنگ) یکدست · (عامیانه با کسی) اخت بودن · (واژه ی مرکب) بدون هایفن · استوار · انبوه · بدون بریدگی · بدون تیره · بدون مکث · بربست · بسته · بی آمیز · تام · تمام · توپر (دربرابر: توخالی hollow) · تیره 1 · جامد · جامد (در برابر: مایع liquid و گاز gas) · جدی · حالت جامد · خوب 4 · دج · رابطه ی دوستانه داشتن 2 · سخت · سره 0 · سه بعدی (دارای طول و عرض و عمق) · صلب · عمیق · غلیظ · فشرده · لاینقطع · ماده دج 5 · ماده ی جامد · متفق القول · محکم · مستحکم · معرکه · ناب · هم رای · پر · پیوسته · چگال · ژرف · کامل · یکپارچه
-
استخراج فاز جامد
-
پودر کاکائو
-
کربن دیاکسید جامد
-
سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع
-
هیدروژن جامد
-
شیمی حالت جامد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن