ترجمه "solidification" به فارسی
انجماد, تحکیم, استوار سازی بهترین ترجمه های "solidification" به فارسی هستند.
solidification
noun
دستور زبان
The action of solidifying. [..]
-
انجماد
but to the solidification of unfortunate wayfarers who had been turned literally to stone where they stood.
بلکه به سبب انجماد رهگذران نگون بختی بود که در همان جا به سنگ بدل شده بودند.
-
تحکیم
-
استوار سازی
-
ترجمه های کمتر
- تبدیل بجامدیادج
- جامد سازی
- سفت شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solidification " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن