ترجمه "solve" به فارسی

حل کردن, (مسئله و غیره) حل کردن, (نادر) رجوع شود به dissolve بهترین ترجمه های "solve" به فارسی هستند.

solve verb noun دستور زبان

To find an answer or solution to a problem or question; to work out. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حل کردن

    verb

    to find an answer or solution

    England solves the first of these two problems.

    انگلستان یکی از این دو مسئله را، مسئله نخست را، حل کرد.

  • (مسئله و غیره) حل کردن

  • (نادر) رجوع شود به dissolve

  • ترجمه های کمتر

    • جواب پیدا کردن
    • راه حل پیدا کردن
    • راهیابی کردن
    • پاسخ یابی کردن
    • پژنگ یافتن
    • چاره جویی کردن
    • کشف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Solve
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حل کردن

    verb

    England solves the first of these two problems.

    انگلستان یکی از این دو مسئله را، مسئله نخست را، حل کرد.

تصاویر با "solve"

عباراتی شبیه به "solve" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "solve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه