ترجمه "soring" به فارسی
(نمایش اسب و اسب سواری) دردناک کردن پاهای جلو اسب (برای اینکه مجبور شود گام های بلند و غلوآمیز بردارد) ترجمه "soring" به فارسی است.
soring
noun
دستور زبان
An illegal practice used to accentuate a horse's gait, involving the use of chemicals or pressure to cause pain to the horse's feet when they touch the ground, resulting in the horse picking its feet up quickly.
-
(نمایش اسب و اسب سواری) دردناک کردن پاهای جلو اسب (برای اینکه مجبور شود گام های بلند و غلوآمیز بردارد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "soring" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) تبخال · تاول لب (herpes simplex و fever blister هم می گویند)
-
(پاهای جلو اسب را) آزرده کردن (رجوع شود به soring) · آزرده · اندوهمند · توان فرسا · جراحت · درد · دردآور · دردمند · دردناک · دشوار · رجوع شود به sorely · رنج آور · رنجیده · ریش · زخم · شاق · شدید · طاقت فرسا · غصه دار · غمزده · فلاکت بار · مایه ی رنج و دردسر · مجروح · مصیبت بار · ناسور · پردرد
-
به سختی · به شدت · سخت · شدیدا
-
خوره
-
چشم سرخ شده (از گریه و ماتم)
-
(بر پشت اسب یا ران سوار کار) زخم زین
-
التهاب حلق · التهاب گلو · گلو درد · گلودرد
-
درد · دردناکی · زاری · سختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن