ترجمه "spats" به فارسی
زنگار, زنگار کوتاه برای کفش, پاتابه بهترین ترجمه های "spats" به فارسی هستند.
spats
noun
Plural form of spat. [..]
-
زنگار
-
زنگار کوتاه برای کفش
-
پاتابه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spats " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spats"
عباراتی شبیه به "spats" با ترجمه به فارسی
-
(با صدای سیلی یا شپلق) زدن · (صدای سیلی) شپلق · (عامیانه) مشاجره (سر چیز بچگانه) · (نادر) سیلی · (نادر) سیلی زدن · اعلام کردن · افرین گفتن · بچه حلزون (ها) · بچهحلزون · تو روی هم ایستادن · درق · دعوا · زمان گذشته و اسم مفعول : spit · زنگال · ضربه (با کف دست) · مشاجره کردن (سر چیزی بچگانه) · ندا دادن · پوشش مچ پا · کدورت · کدورت زودگذر · کدورت زودگذر پیدا کردن
-
(با صدای سیلی یا شپلق) زدن · (صدای سیلی) شپلق · (عامیانه) مشاجره (سر چیز بچگانه) · (نادر) سیلی · (نادر) سیلی زدن · اعلام کردن · افرین گفتن · بچه حلزون (ها) · بچهحلزون · تو روی هم ایستادن · درق · دعوا · زمان گذشته و اسم مفعول : spit · زنگال · ضربه (با کف دست) · مشاجره کردن (سر چیزی بچگانه) · ندا دادن · پوشش مچ پا · کدورت · کدورت زودگذر · کدورت زودگذر پیدا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن