ترجمه "spattering" به فارسی
ترشح ترجمه "spattering" به فارسی است.
spattering
noun
verb
دستور زبان
Present participle of spatter. [..]
-
ترشح
nounThe spattering of a lightning flash is of the thunder also.
ترشح یک برق هم چیزی از صاعقه است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spattering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spattering" با ترجمه به فارسی
-
(آبگونه یا گل و غیره) پاشیدن · (باران یا گلوله و غیره) باریدن · (روی چیزی) پخش کردن · آبروی کسی را بردن · بارش · بدنام کردن · ترشح · ترشح کردن · ذکر کردن · ریختن · ریزش · سایه روشن کردن · صدای ریزش · صدای چک چک · لک انداختن · لکه دار کردن · مالیدن · مقدار کم · پاشیدن · پشنگ · چکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن