ترجمه "speedily" به فارسی

زود, باشتاب, سریعا بهترین ترجمه های "speedily" به فارسی هستند.

speedily adverb دستور زبان

In a speedy or fast manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زود

    adverb adjective

    At once his interest rose to where hedecided that he must cultivate this stranger as speedily aspossible.

    یکباره اشتیاقش چنان برانگیخته شد که تصمیم گرفت دل این غریبه را هرچه زودتر به دست آورد.

  • باشتاب

  • سریعا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " speedily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "speedily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه