ترجمه "speeding" به فارسی

(رانندگی) سرعت غیر مجاز, تندرانی بهترین ترجمه های "speeding" به فارسی هستند.

speeding adjective noun verb دستور زبان

Present participle of speed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (رانندگی) سرعت غیر مجاز

  • تندرانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " speeding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "speeding" با ترجمه به فارسی

  • (به سرعت) گذشتن · (بیش از حد) سرعت داشتن 1 · (خودمانی) انواع مخدرهای قوی (به ویژه : Methedrine) · (دوربین عکاسی و فیلم و غیره) سرعت · (دوچرخه و اتومبیل و غیره) دنده · (عامیانه) استعداد · (قدیمی) موفقیت · (قدیمی) کامیاب شدن یا بودن · آرزوی کامیابی کردن · اسپید · با سرعت بیش از حد مجاز راندن · بخت · به سرعت زدن یا چرخیدن یا کار کردن · تازاندن · تازش · تازیدن 0 · تسریع کردن یا شدن 2 · تند · تند شدن · تند کردن · تند کردن یا شدن · تندتر شدن · تنددستی · تندکاری · تندی · جربزه 3 · حساسیت · خوشبخت شدن · رجوع شود به momentum · رساندن · رفتن · زود رفتن · سرعت · سریع · سلیقه · سیزی · شتاب · شتافت، شتافتن · طی شدن · عجله · عجله کردن · فرزی · موفق بودن · هنگار · وابسته به تندی یا سرعت · پوییدن · چابکی · چالاکی · چستی · کارایی · کامیابی · گرم روی · یاری
  • نیاز به سرعت: پرو استریت
  • اسکیت سرعت اینلاین
  • سفر به خیر! · موفق باشید · موفقیت
  • hss
  • سرعت ساعت
  • قطار تندرو
  • شتابگر
اضافه کردن

ترجمه های "speeding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه