ترجمه "spirant" به فارسی
اصطکاکی, سایشی, پاشیده بهترین ترجمه های "spirant" به فارسی هستند.
spirant
adjective
noun
دستور زبان
(linguistics, archaic) A fricative. [..]
-
اصطکاکی
adjective noun -
سایشی
adjective -
پاشیده
-
(آواشناسی) سایواج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spirant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن