ترجمه "spire" به فارسی
مناره, قله, جوانه بهترین ترجمه های "spire" به فارسی هستند.
A tapering body that shoots up or out to a point in a conical or pyramidal form. Specifically (Architecture), the roof of a tower when of a pyramidal form and high in proportion to its width; also, the pyramidal or aspiring termination of a tower which can not be said to have a roof, such as that of Strasburg cathedral; the tapering part of a steeple, or the steeple itself. [..]
-
مناره
nounThey mostly lie like the great knobbed blocks on a Gothic spire, forming solid courses of heavy masonry.
ای فقرات بیشتر شبیه قطعههای گره دار مناره گوتیک روی هم قرار گرفتهاند.
-
قله
nounclimbed up to the towering central mass of Jebel Subh with its fantastic granite spires.
این کوههای پلهپله به سلسله جبال مرکزی جبل صبح میپیوستند که دارای قله مخروطی شکل عظیمی از گرانیت بود.
-
جوانه
-
ترجمه های کمتر
- روییدن
- منار رک ، منار مخروطی
- کوهسر
- رستن
- (در صدف حلزون ها و غیره) نوک حلزون
- (منارمانند) سربه آسمان کشیدن
- (کلیسا و غیره) منار
- (گیاه) ساقه
- برگ دراز (مانند برگ چمن)
- جوانه زدن
- رجوع شود به coil
- رجوع شود به spiral
- ساختمان بلند
- سربرج (به پایه یا بدنه آن می گویند steeple)
- قله ی صدف
- منار مخروطی
- نوک کوه
- هر یک از حلقه های مارپیچ یا حلزون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spire"
عباراتی شبیه به "spire" با ترجمه به فارسی
-
سر مناره
-
منار شیکاگو