ترجمه "spongy" به فارسی
اسفنجی, اسفنجي, درآشام بهترین ترجمه های "spongy" به فارسی هستند.
spongy
adjective
دستور زبان
having the characteristics of a sponge, namely being absorbent, squishy or porous [..]
-
اسفنجی
adjectivefeet were becoming spongy
پاهاشان در پوتینها حالت اسفنجی داشت.
-
اسفنجي
Make sure it's spongy.
مطمئن شو اسفنجي باشه
-
درآشام
-
ترجمه های کمتر
- متخلخل
- اسفنج مانند
- جاذب (آبگونه ها)
- سوراخ سوراخ
- نرم و خیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spongy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spongy" با ترجمه به فارسی
-
تراکم پذیری · حالت ابری · خاصیت اسفنجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن