ترجمه "spoony" به فارسی
احمق, احمقانه, (عامیانه) بهترین ترجمه های "spoony" به فارسی هستند.
spoony
adjective
noun
دستور زبان
Enamored in a silly or sentimental way. [..]
-
احمق
noun -
احمقانه
-
(عامیانه)
-
ترجمه های کمتر
- آدم پر احساسات - لوس
- اهل بوس وکنار
- پر آه و اوه
- پر از احساسات غلوآمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spoony " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spoony" با ترجمه به فارسی
-
حماقت · نادانی · نرمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن