ترجمه "sporadically" به فارسی

گهگاه ترجمه "sporadically" به فارسی است.

sporadically adverb دستور زبان

At an occasional, infrequent, or irregular frequency [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گهگاه

    adverb

    In an occasional, infrequent, or irregular manner

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sporadically " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sporadically" با ترجمه به فارسی

  • (از نظر زمان) پراکنده · انفرادی · تک و توک · متفرق · منقطع · ناپیوسته · پراکنده · چندوقت یکبار · گاه وبیگاه · گهگاهی
  • همه جزایر متعلق به یونان در دریای اژه (به جز Cyclades)
  • (از نظر زمان) پراکنده · انفرادی · تک و توک · متفرق · منقطع · ناپیوسته · پراکنده · چندوقت یکبار · گاه وبیگاه · گهگاهی
  • (از نظر زمان) پراکنده · انفرادی · تک و توک · متفرق · منقطع · ناپیوسته · پراکنده · چندوقت یکبار · گاه وبیگاه · گهگاهی
اضافه کردن

ترجمه های "sporadically" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه