ترجمه "sportsmanship" به فارسی
ورزشکاری, صیادی, جوانمردی بهترین ترجمه های "sportsmanship" به فارسی هستند.
sportsmanship
noun
دستور زبان
the behaviour exhibited in playing sports, either good or bad [..]
-
ورزشکاری
noun -
صیادی
-
جوانمردی
-
ترجمه های کمتر
- پهلوانی
- انصاف
- شکارچی گری
- ورزش دوستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sportsmanship " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن