ترجمه "sporty" به فارسی

جلف, ورزشی, اسپرتی بهترین ترجمه های "sporty" به فارسی هستند.

sporty adjective دستور زبان

Flashy in appearance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلف

    adjective

    He went with a new set, now, young unmarried fellows who were sporty.

    اینک به محفل جدیدی از جوانان مجرد و جلف رو کرده بود.

  • ورزشی

    adjective
  • اسپرتی

  • ترجمه های کمتر

    • جوانمردانه
    • ورزشکارانه
    • پرجلوه
    • لوس
    • (انگلیس) ورزش دوست
    • (به ویژه جامه) چشمگیر
    • (عامیانه)
    • اهل ورزش
    • رجوع شود به sporting
    • زرق وبرقی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sporty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sporty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه