ترجمه "springiness" به فارسی
جهندگی, فنری, ارتجاع بهترین ترجمه های "springiness" به فارسی هستند.
springiness
noun
دستور زبان
The property of being springy. [..]
-
جهندگی
About his body there was a peculiar springiness
در بدنش نوعی جهندگی خاص مانند گریه بود،
-
فنری
the size and springiness of the bed astonished both of them.
اندازه و فنری بودن تختخواب هر دو را شگفتزده ساخت.
-
ارتجاع
-
خاصیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " springiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "springiness" با ترجمه به فارسی
-
فنری · پر چشمه · چشمه سار · کش پذیر · کشدار · کشسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن