ترجمه "springtime" به فارسی

فصل بهار, بهاران, جوانی بهترین ترجمه های "springtime" به فارسی هستند.

springtime noun دستور زبان

The season of spring, between winter and summer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فصل بهار

    noun

    It's springtime, and you won't get any more cold weather, the man replied.

    آن مرد در جواب گفت: فصل بهار است و دیگر هوا سرد نمیشود.

  • بهاران

    In her heart Antoinette heard the sweet song of new born hope soaring, like the lark in April, in the springtime of her life.

    آنتوانت نیز گوش به آواز دل انگیز امید سرمست داشت که بهسان چه چه بلبل در بهاران دلهای جوان را آکنده میسازد.

  • جوانی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • behār
    • سرفصل
    • سرآغاز
    • بهار زندگانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " springtime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Springtime

Springtime (film)

+ اضافه کردن

"Springtime" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Springtime در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "springtime"

اضافه کردن

ترجمه های "springtime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه