ترجمه "squab" به فارسی
جوجه, کاناپه, (آدم) خپله بهترین ترجمه های "squab" به فارسی هستند.
squab
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
A baby pigeon or dove. [..]
-
جوجه
nounHe bought rosesfor the house, he ordered squab for dinner, he had the car cleaned andpolished.
برای خانه گل سرخ خرید، برای شام جوجه سفارش داد، ماشین را داد تمیز کردند و برق انداختند.
-
کاناپه
-
(آدم) خپله
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیس) تشک کلفت (به ویژه برای صندلی یا نیمکت)
- (انگلیس) نیمکت
- بچه کبوتر
- جوجه کفتر
- پر در نیاورده
- کبوتر لانه
- کوتاه و چاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " squab " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "squab"
عباراتی شبیه به "squab" با ترجمه به فارسی
-
سیگاری · پف کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن