ترجمه "squashy" به فارسی

آبگز, اسفنجی, لمبه بهترین ترجمه های "squashy" به فارسی هستند.

squashy adjective دستور زبان

Easily squashed when pressed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبگز

  • اسفنجی

    adjective
  • لمبه

  • ترجمه های کمتر

    • (میوه) زیادی رسیده
    • آب لمبو
    • به آسانی له شونده
    • نرم و آبکی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " squashy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "squashy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه