ترجمه "squelch" به فارسی

فرونشاندن, (با افتادن روی چیزی یا لگد مال کردن) له کردن, (با نیروی قهریه یا فشار) منکوب کردن بهترین ترجمه های "squelch" به فارسی هستند.

squelch verb noun دستور زبان

(transitive, US) to halt, stop, eliminate, stamp out, or put down, often suddenly or by force [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرونشاندن

    verb
  • (با افتادن روی چیزی یا لگد مال کردن) له کردن

  • (با نیروی قهریه یا فشار) منکوب کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه پاسخ دندان شکن) ساکت کردن
    • (مثلا در گل و لای) چلپ چلوپ کنان راه رفتن
    • توده ی له شده
    • خاموش کردن
    • خرد کردن
    • رجوع شود به squash
    • سرجای خودنشاندن
    • سرکوب کردن
    • صدای چلپ چلوپ (مثلا صدای گام برداشتن در گل و لای)
    • له کردن
    • له کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " squelch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "squelch" با ترجمه به فارسی

  • (رادیو) خاموش ساز · له کننده · مدار تضعیف کننده ی پارازیت
اضافه کردن

ترجمه های "squelch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه