ترجمه "squid" به فارسی
ماهی مرکب, (جانور شناسی) ماهی مرکب (سرپایان نرم تن از راسته ی Teuthoidae که خوراکی هستند), (چترنجات - در اثر فشار) دراز کشیده شدن بهترین ترجمه های "squid" به فارسی هستند.
Any of several carnivorous marine cephalopod mollusks, of the order Teuthida, having a mantle, eight arms, and a pair of tentacles [..]
-
ماهی مرکب
sea animal
There was no sign of any of the other champions, merpeople, Ron nor, thankfully, the giant squid.
در آن جا از قهرمان دیگر، مردم دریایی، رون و خوشبختانه از ماهی مرکب عظیمالجثه دریاچه اثری نبود.
-
(جانور شناسی) ماهی مرکب (سرپایان نرم تن از راسته ی Teuthoidae که خوراکی هستند)
-
(چترنجات - در اثر فشار) دراز کشیده شدن
-
ترجمه های کمتر
- سرپاور دمکل
- ماهی مرکب صید کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " squid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Acronym of [i]Superconducting quantum interference device[/i], a sensor that uses certain quantum effects to detect small magnetic fields.
"SQUID" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SQUID در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "squid"
عباراتی شبیه به "squid" با ترجمه به فارسی
-
اسکوییدها · جوهرماهي · كالامارو
-
پرورش اسكوييد · پرورش نرمتن
-
ماهی مرکب دمکل