ترجمه "squiggle" به فارسی
تلوتلوخوران راه رفتن, خرچنگ قورباغه, خط مارپیچ (یا قوس دار)کشیدن بهترین ترجمه های "squiggle" به فارسی هستند.
squiggle
verb
noun
دستور زبان
to wriggle or squirm [..]
-
تلوتلوخوران راه رفتن
-
خرچنگ قورباغه
I try reading a few paragraphs but the letters are indecipherable squiggles and swirls.
سعی میکنم چند خط از آن را بخوانم، اما حروف خوانا نیستند با خطی خرچنگ قورباغه و پیچ در پیچ.
-
خط مارپیچ (یا قوس دار)کشیدن
-
ترجمه های کمتر
- خط کوتاه و مارپیچ یا قوس دار (curlicue هم می گویند)
- خط یا نوشته ی ناخوانا
- ناخوانا نوشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " squiggle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن