ترجمه "staccato" به فارسی

منقطع, ناپیوسته, (دستور نواختن موسیقی) به طور منقطع بنوازید بهترین ترجمه های "staccato" به فارسی هستند.

staccato adjective noun adverb دستور زبان

(music) An articulation marking directing that a note or passage of notes are to be played in an abruptly disconnected manner, with each note sounding for a very short duration, and a short break lasting until the sounding of the next note; as opposed to legato. Staccato is indicated by a dot directly above or below the notehead. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منقطع

    the staccato sounds of gunfire,

    با صدای منقطع مسلسلها،

  • ناپیوسته

  • (دستور نواختن موسیقی) به طور منقطع بنوازید

  • ترجمه های کمتر

    • (سبک نگارش یا سخنگویی) بریده بریده
    • به طور ناپیوسته یا جدا آوا
    • جدا آوا
    • متشکل از صداهای ناگهانی و مشخص
    • مکث دار
    • هم گسسته
    • گره گره
    • گسسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " staccato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "staccato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه