ترجمه "stabling" به فارسی
اصطبلداری, طویله, وسایل و تسهیلات اصطبل بهترین ترجمه های "stabling" به فارسی هستند.
stabling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of stable. [..]
-
اصطبلداری
-
طویله
They went through the porch and into the stable.
پس با هم به هشتی و از آنجا به طویله رفتند.
-
وسایل و تسهیلات اصطبل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stabling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stabling" با ترجمه به فارسی
-
ام.وای.ام · كودهاي حیوانی · کود دامی · کودهای اصطبلی
-
ایزوتوپ پایدار
-
اصطبل اسب و کالسکه ی کرایه ای · اصطبل که در آن اسب مردم را در مقابل مزد نگهداری می کنند
-
پایدار
-
استحکام · استواری · ثبات · پایداری
-
استراتژی پایدار تکاملی
-
استوموکسیس کالسیترانس · مگسهاي طويله
-
باثبات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن