ترجمه "stableness" به فارسی
استواری, پایداری, ثبات بهترین ترجمه های "stableness" به فارسی هستند.
stableness
noun
دستور زبان
The quality or state of being stable, or firmly established; stability. [..]
-
استواری
noun -
پایداری
nounare much less stable than you might think.
از آنچه که شما فکر میکنید پایداری کمتری دارد.
-
ثبات
nounAnd a doctor's certificate stating he is mentally stable.
و گواهي يه دکتر مبني بر اين که اون ثبات رواني داره.
-
استحکام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stableness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stableness" با ترجمه به فارسی
-
ام.وای.ام · كودهاي حیوانی · کود دامی · کودهای اصطبلی
-
ایزوتوپ پایدار
-
اصطبل اسب و کالسکه ی کرایه ای · اصطبل که در آن اسب مردم را در مقابل مزد نگهداری می کنند
-
پایدار
-
استراتژی پایدار تکاملی
-
استوموکسیس کالسیترانس · مگسهاي طويله
-
باثبات
-
انتشار پایدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن