ترجمه "stagnate" به فارسی
راکد شدن, خمود, استاده کردن بهترین ترجمه های "stagnate" به فارسی هستند.
stagnate
verb
دستور زبان
To cease motion, activity, or progress; to come to rest; to cease to advance or change; to become idle or cease to flow. [..]
-
راکد شدن
to cease activity
-
خمود
-
استاده کردن
-
ترجمه های کمتر
- ایستا کردن یا شدن یا بودن
- بی تحریک
- تنبل شدن
- راکد بودن یا شدن یا کردن
- غیر فعال
- ناروان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stagnate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stagnate" با ترجمه به فارسی
-
ایستادگی · ایستایی · بیحرکتی · بیروحی · تعطیل · رکود · منطقه رکود · ناروانی
-
رکود
-
ایستادگی · ایستایی · بیحرکتی · بیروحی · تعطیل · رکود · منطقه رکود · ناروانی
-
ایستادگی · ایستایی · بیحرکتی · بیروحی · تعطیل · رکود · منطقه رکود · ناروانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن