ترجمه "stagnant" به فارسی
راکد, ایستا, ناروان بهترین ترجمه های "stagnant" به فارسی هستند.
stagnant
adjective
دستور زبان
Lacking freshness, motion, flow, progress, or change; stale; motionless; still. [..]
-
راکد
adjectiveThe stars reflected themselves in deep pits of stagnant water which lay in the middle of the streets.
انعکاس نور ستارهها در عمق آبهای راکد وسط خیابانها دیده میشد.
-
ایستا
-
ناروان
-
ترجمه های کمتر
- ناهشیار
- کساد
- استاده
- بدون حرکت
- بی رونق
- روبه مرگ
- کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stagnant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن