ترجمه "standby" به فارسی
زاپاس, ذخیره, کمکی بهترین ترجمه های "standby" به فارسی هستند.
standby
verb
noun
adjective
دستور زبان
State of readiness without being immediately involved. [..]
-
زاپاس
noun -
ذخیره
noun -
کمکی
-
ترجمه های کمتر
- (شخص یا چیز) آماده ی کار
- (هواپیما و غیره) مسافری که اگر جا باشدسوار خواهد شد
- آماده به کار
- آماده ی کاربرد
- عضو علی البدل
- مسافری که صندلی او مسجل نیست
- همیشه حاضر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " standby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن